تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

بیرق حسینی
امروز:

باسلام خدمت تمامی دوستان عزیز

این وبلاگ صرفا جهت مسابقه وبلاگ نویسی هیئت و هیئت داری طراحی شده است که در آن به 3موضوع(پرچم داران حسینی،جبهه و هیئت،نوا های آسمانی)پرداخته شده است.هر موضوع شامل 4الی 6پست می باشد.

اینجانب مصطفی کشوری مدیر وبلاگ بیرق حسینی آرزوی موفقیت وسعادت و یاری امام زمان را برای همه دوستان را دارم

التماس دعای فرج-سرباز ولایت:مصطفی کشوری

لبیـــــــــــــــک یا خامنـــــــه ای


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 01:00 توسط مصطفی کشوری| نظرات

چشمم به عکس پسر شهید همسایمان می افتد..

کنار شمع ها و چراغ ها،دلم میلرزد،اشکهایم خود به خود سرازیر میشوند..

و گم میشوم میان دنیای دیگر..

جبهه و جنگ و کربلا...


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 01:00 توسط مصطفی کشوری| نظرات

رزمندگان یعنی کسانی که در مواجهه ی با دشمن مجاهدت کردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنی جنگ نظامی، مجاهدت مجموعه ای از انواع مبارزه ها است؛ جنگ نظامی، جنگ فکری، جنگ روحی، جنگ اجتماعی، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه ی اینها هم هست. آن کسانی که اهل مجاهدت در راه خدایند - یکی از خصوصیّات مجاهدت و معنای جهاد این است که دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشی را جهاد نمیگویند؛ ممکن است کسی یک کار علمی ای هم بکند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حرکتی است که در مواجهه ی با یک خصم، با یک دشمن، انجام میگیرد - و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، برای همه ی اجتماعات وجودشان مبارک است؛ چون اجتماعات بشری خالی از دشمن نیستند - حالا کم یا زیاد؛ یک وقت مثل ما دشمن زیاد دارند، یک وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یک نیروی مواجه شونده و مقابله کننده ای داشته باشد که همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بکند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنی است که در درون خودش آن گلبول های سفید را که مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد.

گزیده ای از سخنان رهبر معظم انقلاب درباره هیات های مذهبی


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 12:59 توسط مصطفی کشوری| نظرات

شور و عزای حسین همه جا را پر کرده بود....

عکس شهید را برمیدارم و وارد دسته عزاداری میشوم و در دلم میگویم مدیون شهادتیم از کربلا تا جبهه ها


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 12:59 توسط مصطفی کشوری| نظرات

اینجا محرم و عزاداری بوی خاک و خون میدهد.اینجا کل یوم عاشورا و کل عرض کربلاست،کافیست غرورت را بگذاری درون سنگر و چفیه ات را برداری و راه بیافتی و بگویی یاحسین...


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 12:58 توسط مصطفی کشوری| نظرات

با بررسي اينگونه مصاديق و آثار به جا مانده .....ادامه مطلب


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 12:58 توسط مصطفی کشوری| نظرات

ادامه مطلب...

 از جمله خاطرات محرم در جبهه اینست که در سال  62 قبل از عملیات (والفجر4 ) در منطقه سرپل ذهاب برای عملیاتی که بنا بود در ارتفاعات (بمو) انجام شود . در آن زمان شهید زین الدین فرماندهی لشکر را بر عهده داشت. ما دسته عزاداری را در روز تاسوعا و عاشورا داشتیم. در روز تاسوعا که یک دسته با عظمتی تشکیل شده و به سمت پادگان ابوذر در سرپل ذهاب رفته  و برای عزاداری داخل پادگان ابوذر شدیم . عزاداری با شکوهی برگزار شد. در اینجا به جاست که از شهیدان امیر توکلی و مهدی پروان و شیخ  حسن صادق خانی یاد کنیم البته شیخ حسن صادق خانی قبلاً شهید شده بودند اما شهیدان امیر توکلی و مهدی پروان از میانداران این عزاداری بودند که در همان عملیات (والفجر4) شهید شدند . همچنین مرحوم آقای اشعری از پاسدارانی بودند که میانداری این عزاداری را بر عهده داشتند

به نقل از برادر سید مرتضی روحانی


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 12:58 توسط مصطفی کشوری| نظرات

در آن عملیات بسیاری از عزیزان به وصال حضرت حق پیوستند در حالی که روزه دار بودند و لب‌هایشان خشکیده بود. اما به عشق اباعبدالله الحسین (ع) و عطش کربلا رفتند و به شهادت رسیدند....ادامه مطلب


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 12:58 توسط مصطفی کشوری| نظرات

ادامه مطلب...

اولین بار بود که می رفتم جبهه

شب قدر که رسید ، به اتفاق چند تا از بچه ها رفتیم مراسم احیاء

جمعیت رو که دیدیم تعجب کردیم

از مجموع ۳۵۰ نفر افراد گردان ، فقط بیست نفر اومده بودن

شب دوم هم همین طور بود

برام سؤال شده بود که چرا بچه ها برا احیا نیومدن

با خودم گفتم نکنه خبر نداشته باشن…؟!

از محل برگزاری احیاء اومدم بیرون …

پشت مقر ما صحرایی بود که شیارها و تل زیادی داشت

به سمت صحرا حرکت کردم

نزدیک شیارها که رسیدم ، دیدم در بین هر شیار، رزمنده ای رو به قبله نشسته

قرآن رو روی سرش گرفته و زمزمه می کنه

مراسم احیاء از بلندگو پخش میشد

بچه ها صدا رو می شنیدن و توی تنهایی و تاریکی حفره ها ، با خدا راز و نیاز می کردن

تازه فهمیدم داستان اون جمعیت کم توی محل برگزاری مراسم چیه…

راوی : رضا صادقی یونسی

منبع : shiaha.com


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 12:57 توسط مصطفی کشوری| نظرات

اواخر پاییز سال 65 به عنوان معلم به جبهه رفتم و در پادگان «حر» اهواز مستقر شدم. یادم می آید اولین حضورم مصادف شده بود با ایام محرم. از همین رو زمانی که در پادگان بودیم بع د از نماز به عزاداری و سینه زنی می پرداختیم.

روزهایی هم که به شلمچه یا جزیره مجنون می رفتیم با رعایت جوانب امنیتی و احتیاط در سنگرها مراسم عزاداری سیدالشهدا (ع) را برگزار می کردیم. در جبهه از آن جایی که امام حسین (ع) الگوی شهیدان و رزمندگان است عزاداری و برپایی مراسم سینه زنی از معنویت بیشتری برخوردار بود.

یادم می آید روز عاشورا به اهواز رفتیم. دسته های عزاداری متعددی در کوچه و خیابان های این شهر به چشم می خورد. ستون عزاداری تلفیقی از رزمندگان با لباس خاکی و مردم عادی بود و همین باعث شد شهر از روحیه حماسی خاصی برخوردار شود.

گزیده ای از خاطرات محمد حسن ضیغمی از رزمندگان لشکر«42 قدر»


برچسب ها : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 12:57 توسط مصطفی کشوری| نظرات

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد


تمامی حقوق مطالب، برای وب سایت بیرق حسینی محفوظ است.
تنظیم وطراحی : مصطفی کشوری